العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
مقدمه 4
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
كان لم يكن شيئا مذكورا مىباشد . شيخ صدوق در امالى از پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله روايت مىكند كه " ان المومن اذا مات و ترك ورقه واحده عليها علم كانت للورقه سترا فيما بينه و بين النار و اعطاه اللّه تعالى بكل حرف عليها مدينه اوسع من الدنيا و ما فيها " هرگاه فرد با ايمانى از دنيا برود و ورقى كه دانشى در آن باشد از خود به يادگار بگذارد آن ورقه همچون پردهاى ميان او و آتش دوزخ حائل مىشود ، خدا با هر حرفى از آن شهرى به وى ( در بهشت ) عطاء مىفرمايد كه از دنيا و آنچه در آن است گستردهتر باشد . اين حديث و نظائر آن ميزان ارزش پخش و نشر علم را به نحوى مطلوب مىرساند و نيز علامه مجلسيّ رحمه اللّه عليه در جلد اول بحار الأنوار از پيامبر گرامى صلّى اللّه عليه و آله و سلم نقل مىكند كه حضرتش فرمود " قيد و العلم قيل : و ما تقيده ؟ قال : كتابته " . فرمود : دانش را به زنجير بكشيد گفتند : چگونه : با نوشتن آن . * * * رنج سفر براى آموزش يك حديث شيخ الطايفه محمّد بن الحسن طوسيّ نقل مىكند كه أبو أيّوب سليمان گفت بيش از بيست و اندى بار براى اخذ حديث از بصره به كوفه سفر كردم تا در مجلس حفص بن غياث حاضر شدم و أحاديث او را نوشتم وقتى به بصره برگشتم در " نباته " ، " ابن أبي خدويه " را ملاقات كردم وى گفت : اي سليمان از كجا مىآيى ؟ گفتم : از كوفه ، گفت : حديث چه كسى را نوشتهاى ؟ گفتم : حديث حفص بن غياث را ، گفت : تمام أحاديث او را نوشتهاى ؟ گفتم : آرى ، گفت : حديثى را هم كه حفص از جعفر بن محمّد از پدرش أبو سعيد خدرى درباره گوسفند قربانى روايت كرده است ، نوشتهاى ؟ گفتم : نه گفت : چشمت گريان باد . در كوفه چه مىكردى ؟ سليمان مىگويد : خورجين خود را نزد نرسيين ( تيرهاى از خاندان شاهزادگان قديم ايران ) گذاشتم و به كوفه برگشتم و باز به خانه جعفر بن غياث وارد شدم . جعفر پرسيد : از كجا مىآيى ؟ گفتم : از بصره . گفت : پس چرا برگشتى ؟ گفتم : از ابن " خدويه " چنين و چنان شنيدم . حفص بن غياث آن حديث را براى من روايت كرد و من نوشتم . بسيار جاى تاسف است كه با تاكيدات فراوانى كه إسلام در مورد اخذ روايات و نوشتن آنها كرده است باز هم مردم بهطور شايسته وظايف دينى و اخلاقى و اجتماعى خود را از ائمه اطهار فرانمىگيرند ، بلكه پيوسته چشم طمع به كتابهاى غربيان دوخته تا از آنها چيزى فراگيرند ، از اين جهت بازار ترجمه آنها داغ و گرم مىباشد . در خبر است كه امام عليه السلام فرمود " من اخذ دينه و أفواه الرجال ردته افرجال ( كليني در مقدمه كتاب كافى ) هركه دين خود را از روى قرآن و سنت پيامبر بياموزد اگر كوهها از ميان